تبليغاتX
خواب در چشم ترم می شکند
خواب در چشم ترم می شکند
به سلامت دل نمی بندم. من... خداحافظی ها دیده ام!
تاريخ : یکشنبه هجدهم دی 1390 | نویسنده : زهره
چه خاکی گرفته وبلاگمو

اه

اصلا خوشم نیومد



تاريخ : دوشنبه دوازدهم دی 1390 | نویسنده : زهره
امشب باید تا صبح گریه کنم

شاید این به بهتر شدن حالم کمک کنه...

شاید...



تاريخ : پنجشنبه هفدهم آذر 1390 | نویسنده : زهره
این روزا دارم بیشتر از همیشه خودمو می شناسم

این روزا تازه دارم می فهمم که دیونه تر و احمق تر از من کسی نیست

شاید اینارو آدم های اطرافم خیلی زودتر متوجه شدن

اما نگفتن که ناراحت نشم

اما الان دیگه خودم فهمیدم

بدون این که کسی بهم بگه

 



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 | نویسنده : زهره

دلم برای یک نفر تنگ است

نه میدانم نامش چیست و نه میدانم چه می کند

حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم

رنگ موهایش را نمی دانم

لبخندش را هم ندیده ام

فقط میدانم که باید باشد و نیست



تاريخ : جمعه چهارم آذر 1390 | نویسنده : زهره
امروز دیگران را سرمشق خود قرار دادن روش خوبی برای شما نیست، زیرا آنها می خواهند شما را از سرشان

باز کنند!  الان  می توانیم  بهتان توصیه کنیم که کاری را که فکر می کنید مهم تر است انجام دهید. وقتی برای

تجزیه و تحلیل کردن و برنامه ریزی کردن باقی نمانده است. پس از تفریح کردن دست بردارید و همین الان اقدام

کنید. شما باید روحیه شوخ طبعی خود را حفظ کرده و در عین حال کارهایتان را انجام دهید.

حافظ:

احساس  می کنی  که  به آرزوی خود نخواهی رسید اما این افکار مأیوس کننده را از خود دور کن. به ظاهر دنیا

توجه نکن. روی خوش دنیا عاقبت به کام تو خواهد چرخید به شرط آنکه صبر کنی و ناامید نباشی.



تاريخ : دوشنبه سی ام آبان 1390 | نویسنده : زهره

وقتی میگم حالم بده هیچ کس نمی فهمه ، چون چشام برق میزنه

وقتی میگم آشفته ام هیچ کس نمی فهمه ، چون ظاهرم مرتبه

وقتی میگم دلم گرفته هیچ کس نمی فهمه ، چون لبام خندونه

وقتی میگم دارم از غصه می میرم هیچ کس نمی فهمه ، چون دارم می خندم

وقتی میگم دلم دریایی از غمه هیچ کس نمی فهمه ، چون ظاهرا شادم

وقتی میگم اعصابم خورده هیچ کس نمی فهمه ، چون خوش اخلاقم

وقتی

وقتی

وقتی

.

.

.

نمی فهمن

چون همیشه ظاهرم با خوشی هاش واسه مردم بوده و باطنم با غم و غصه هاش واسه خودم



تاريخ : شنبه بیست و هشتم آبان 1390 | نویسنده : زهره
امروز تو شرکت کلی حال کردم

آقای پورعبائیان و آقاظهیر و حاج آقا و اینا که اصلا نبودن چون اصولا اینا شنبه ها نیستن فقط  آقای خوشدل هست

که اونم امروز همش سرگرم خودش بود و کاری به کار من نداشت. حالا اینا که زیاد مهم نیست. کی بود و کی نبود

اهمیت نداره. حال کردن من واسه این بود که امروز خط های تلفنمون قطع بود

ارتباط  از  هر  دو طرف قطع بود. نه کسی میتونست زنگ بزنه رو اعصاب من راه بره نه آقای  گلی  میتونست دم و

دقیقه از انبار زنگ بزنه بگه فلان جا رو واسم بگیر وصل کن. ارتباطم فقط با دفتر تهران بود و از طریق موبایل. اونا هر

کاری  داشتن  زنگ  میزدن  منم  هر کاری داشتم یا زنگ میزدم میگفتم بهم زنگ بزنید یا اینکه براشون اس ام اس

میدادم که زنگ بزنن بهم. خلاصه از شر هررررررررچی مزاحم بود امروز راحت بودم

آی حال کردم آی حال کردم

فقط حیف که فقط همین یه روز بود فردا دوباره تلفن ها وصله



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 | نویسنده : زهره
دلم برای تو که نه، ولی برای روزهای با هم بودنمان تنگ شده !

برای تو که نه ، ولی برای " مواظب خودت باش " شنیدن تنگ شده !

برای تو که نه ، ولی برای نگاهی که تا پیچ سر کوچه تعقیبم می کرد تنگ شده !

برای تو که نه ، ولی برای دلی که نگرانم می شد تنگ شده !

راستش برای اینها که نه، ولی برای خودت  دلم خیلی تنگ شده



تاريخ : دوشنبه نهم آبان 1390 | نویسنده : زهره
زندگی ما آدم ها خیلی کوتاهه

میخوام تو این زندگی کوتاه مفید باشم

میخوام اگه یه روز از عمرم باقی مونده به اندازه یک سال ازش استفاده کنم

میخوام وقت مردنم هیچ کس بی تفاوت شونه بالا نندازه

میخوام بعد از مردنم هیچ کس فراموشم نکنه



تاريخ : شنبه هفتم آبان 1390 | نویسنده : زهره
 

به این میگن گربه رو دم حجله کشتن:

 

 



عکس

ابزار رایگان وبلاگ